مرتضى مطهرى

37

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اسلامى ، زيرا توحيد عرفانى عبارت است از وحدت وجود و اينكه جز خدا و شئون و اسماء و صفات و تجلّيات او چيزى وجود ندارد . سير و سلوك عرفانى نيز وراى زهد اسلامى است ، زيرا در سير و سلوك يك سلسله معانى و مفاهيم طرح مىشود از قبيل عشق و محبت خدا ، فناى در خدا ، تجلّى خدا بر قلب عارف ، كه در زهد اسلامى مطرح نيست . طريقت عرفانى نيز امرى است وراى شريعت اسلامى ، زيرا در آداب طريقت مسائلى طرح مىشود كه فقه از آنها بىخبر است . از نظر اين گروه ، نيكان صحابهء رسول اكرم كه عرفا و متصوفه خود را به آنها منتسب مىكنند و آنها را پيشرو خود مىدانند ، زاهدانى بيش نبوده‌اند . روح آنها از سير و سلوك عرفانى و از توحيد عرفانى بىخبر بوده است . آنها مردمى بوده‌اند مُعرِض از متاع دنيا و متوجه به عالم آخرت . اصل حاكم بر روح آنها خوف بوده و رجاء ، خوف از عذاب دوزخ و رجاء به ثوابهاى بهشتى ، همين و بس . حقيقت اين است كه نظريهء اين گروه به هيچ وجه قابل تأييد نيست . مايه‌هاى اولى اسلامى بسى غنىتر است از آنچه اين گروه به جهل و يا به عمد فرض كرده‌اند . نه توحيد اسلامى به آن سادگى و بىمحتوايى است كه اينها فرض كرده‌اند و نه معنويت انسان در اسلام منحصر به زهد خشك است و نه نيكان صحابهء رسول اكرم آنچنان بوده‌اند كه توصيف شد و نه آداب اسلامى محدود است به اعمال جوارح و اعضا . ما در اين درس اجمالًا در حدى كه روشن شود كه تعليمات اصلى اسلام مىتوانسته است الهام بخش يك سلسله معارف عميق در مورد عرفان نظرى و عملى بوده باشد ، مطالبى مىآوريم . اما اينكه عرفاى اسلامى چقدر از اين تعليمات به‌طور صحيح استفاده كرده‌اند و چقدر منحرف شده‌اند ، مطلبى است كه در اين بحثهاى كوتاه و مختصر نمىتوان وارد شد . قرآن كريم در باب توحيد ، هرگز خدا و خلقت را به سازندهء خانه و خانه قياس نمىكند . قرآن خدا را خالق و آفرينندهء جهان معرفى مىكند و در همان حال مىگويد ذات مقدس او در همه جا و با همه چيز هست :